الملا فتح الله الكاشاني
46
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كما اوتى الاولون بالايات چه ارسال رسل متضمن اتيانست بآية حقتعالى در جواب ايشان فرمود كه * ( ما آمَنَتْ ) * نگرويدند بآيات ظاهره بعد از اقتراح * ( قَبْلَهُمْ ) * پيش از كفار مكه * ( مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها ) * هيچ اهل شهرى كه هلاك كرديم ايشان را يعنى امم گذشته آيتها طلبيدند و بعد از ظهور آن ايمان نميآوردند و به جهت انكار و تكذيب هلاك شدند * ( أَ فَهُمْ ) * آيا صناديد مكه * ( يُؤْمِنُونَ ) * ايمان آرند اگر آن آيتها را بديشان نمائيم استفهام براى انكار است يعنى ايمان نخواهند آورد به آن بواسطهء آنكه عتو و عناد و استكبار ايشان از مشركان گذشته بيشتر است حقتعالى به اين كلام تنبيه ايشان مىكند بر آنكه عدم اتيان به مقترح به جهت ابقاى ايشانست چه اگر آيات مقترحه بديشان آيد ايمان نيارند به آن و مستوجب عذاب استيصال شوند هم چنان كه امم ماضيه و بعد از آن در جواب ايشان كه ميگفتند كه هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ ميفرمايد كه * ( وَما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ ) * و نفرستاديم پيش از تو پيغمبرى * ( إِلَّا رِجالًا نُوحِي ) * مگر مردانى كه وحى فرستاده شد و حفص نوحى ميخواند بصيغهء متكلم يعنى وحى فرستاديم * ( إِلَيْهِمْ ) * بسوى ايشان مراد آنست كه هيچ پيغمبر ملك نبوده بلكه بشر بودهاند تا ميان ايشان و امم بسبب جنسيت التيام پذيرفته تا افاده و استفاده بر وجه تام وجود گيرد * ( فَسْئَلُوا ) * پس بپرسيد * ( أَهْلَ الذِّكْرِ ) * از اهل كتاب كه عالمند باخبار انبياء اين را كه پيغمبران بشر بودهاند يا ملك * ( إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ) * اگر هستيد كه نميدانيد كه رسول بايد كه بشر باشد و اعتقاد كردهايد كه پيغمبر را چگونه خواب و خورد و رفتن و آمد باشد حق سبحانه در اين آيه امر فرمود كفار مكه را كه اهل كتاب را از حال رسل متقدمه سؤال كنند تا شبههء ايشان زايل گردد و حوالهء استفسار اين معنى با اهل كتاب يا به جهت الزام است چه مشركان پيوسته مشاورت مىنمودند با اهل كتاب در امر پيغمبر ( ص ) و اعتماد و وثوق بقول ايشان ميكردند و ديگر آنكه آنها اعداء اهل اسلاماند پس اعتراف ايشان حجت باشد و يا به جهت آنكه اخبار جم غفير موجب علم ضروريست و متواترات مثمر يقين اگر چه كفار بوده باشند و در تفسير اهل البيت ( ص ) و در مجمع البيان و تبيان و تفسير ابو الفتوح و جرجانى مذكور است كه امير المؤمنين ( ع ) فرمود كه نحن اهل الذكر اهل ذكر مائيم و اين روايت از صادق ( ع ) نيز مرويست و مؤيد اينست كه حقتعالى رسول خود را در ذكر نام نهاده در كريمهء ذكرا رسولا و ابن زيد گفته كه مراد اهل قرآناند يعنى علماى تفسير چه يكى از اسامى قرآن ذكر است كما قال تعالى وَأَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ و بر هر تقدير معنى آنست كه اگر شما جاهليد از